تبليغاتX
اخبار عمومی روستای نامن
گفتمش نقاش را از غربت زهرا بکش

گریه کرد و با قلم یک چادرخاکی کشید

گفتمش پس غربت زهرا کجای نقش بود

  ناله کرد و زیر چادرغنچه ای پرپر کشید   
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 19:12  توسط علی اوسط نامنی  | 
با سلام پزشک جانباز 

دکتر نبی اله نامنی 

نامزد انتخابات مجلس نهم مردی از دیار سربداران

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1390ساعت 9:54  توسط علی اوسط نامنی  | 
با سلام خدمت تمام دوستان 

عزیزان در اول دی ماه یک کاروان از نامن به کربلا میرود

                    و اگر قسمت باشد و آقا طلب کند بنده حقیر هم به پابوس حضرت می رویم ونایب الزیاره شما سروران هستیم و ملتمس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:0  توسط علی اوسط نامنی  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 17:57  توسط علی اوسط نامنی  | 

میرسد نوروز و من در حسرت روی توام
در شب هجران به دام یاد گیسوی توام
پایبند حلقة زلف توام، نوروز چیست
عالمی بنهاده و در بند یک موی توام
میرسد عید و خلایق طاق گل برپا کنند
لیک من غمگین هجر طاق ابروی توام
در گلستان جلوه در چشم نداد هیچ گل
هرطرف در جستجوی روی خوشبوی توام
ساکن غمخانة هجران رویت گشته ام
معتکف در خلوت چشمان جادوی توام
تا بکی در پرده داری رخ ایا زیبا جمال
در تمنّای نگاهی مانده در کوی توام
ای نکو سیما عیان کن رخ که رفت از دل قرار
بی قرار دیدن سیمای دلجوی توام
عمر شد یکدم خدا را، رخ ز ابر آزاد کن
کز جهان ببریده دل اندر تکاپوی توام
از لبم افتاده هر ذکری به غیر از نام تو
نیمه شب ها بر در خالق ثناگوی توام
با من بشکسته دل در خلوتی از در درآی
چشم دل را خیره یکسر ناظر سوی توام
گوشة چشمی که شد عمر گران حکاک را
در تمنّای وصال روی نیکوی توام 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 17:55  توسط علی اوسط نامنی  | 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اسفند 1389ساعت 11:35  توسط علی اوسط نامنی  | 
http://up.warningtm.info/images/730_uucno.jpg
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 17:45  توسط علی اوسط نامنی  | 
عید سعید قربان | .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 17:33  توسط علی اوسط نامنی  | 
 

چون نامه جرم ما به هم پيچيدند / بردند به ديوان عمل سنجيدند
بيش ازهمگان گناه مابود ولي / ما را به محبت علي(ع)بخش
.
تشنه ام اين رمضان تشنه تر از هر رمضاني
شب قدر آمده تا قدر دل خويش بداني
ليله القدر عزيزي است بيا دل بتکانيم
سهم ما چيست از اين روز همين خانه تکاني
.
به فرق نازنينش کي اثر مي‌کرد شمشير
يقينا ابن ملجم وقت ضربت يا علي گفت
(با تسليت ايام شهادت مولاي متقيان در مناجات شبانه شبهاي قدر را التماس دعا دارم)
 .
از عرش صداي ربنا مي‌آيد
آواي خوش خدا خدا مي‌آيد
فرياد که درهاي بهشت باز کنيد
مهمان خدا سوي خدا مي‌آيد
 .
امشب تمام آينه‌ها را صدا كنيد
گاه اجابت است رو به سوي خدا كنيد
اي دوستان آبرودار در نزد حق
درنيمه شب قدر مرا هم دعا كنيد
.
امشب سر مهربان نخلى خم شد
در کيسه نان بجاى خرما غم شد
در کنج خرابه‌ها زنى شيون کرد
همبازى کودکان کوفه کم شد
.
باشورحسينى وصلابت حسنى درسوگ علي مي‌گرييم
دعايتان توشه بي‌برگي ما
.
بي علي دنيا ندارد اعتبار
واي بر ما واي بر اين روزگار

امشب رحمت دوست جاريست، مانند رود، نه! مانند باران، اگر دلتان لرزيد، بغضتان ترکيد،

کسي اينجا محتاج دعاست، اگر يادتان بود باران گرفت دعايي به حال من بيابان کنيد.
..
با عرض تسليت در ليالي قدر اين حقير را ازدعاي خيرخويش فراموش نکنيد.التماس دعا
.
مارا به دعا کاش فراموش نسازند / رندان سحر خيز که صاحب نفسانند . . .
.
گويند کريم است و گنه مي بخشد / گيرم که ببخشد زخجالت چه کنم . . . ؟
.
شرمنده از آنيم که در روز مکافات / اندر خور عفو تو نکرديم گناهي . . .
.
يا رب ز تو امروز عطا مي طلبم / هشياري و بخشش خطا مي طلبم

مقبولي روزه و نماز و طاعات / از درگه لطفت به دعا مي طلبم . . .
.
يکي ازبهترين وقت هاي دعا که مستجاب ميشه وقتي هست که از همه چيز نا اميد

هستيم و يک ذره غرور هم نداريم ، بخصوص اگر موقع افطار باشد . . .
.
ز مردم دل بکن ياد خدا کن / خدا را وقت تنهايي صدا کن

در آن حالت که اشکت مي چکد گرم / غنيمت دان و ما را هم دعا کن . . .
.
در برج ولامهر جهان تاب علي(ع) است

در شهر علوم نبي باب علي(ع) است

از اول خلقت بشر تا امروز

مظلوم ترين شهيد محراب علي(ع) است
.
با آنکه اميد همه هستي تو علي(ع)

بر عرش خدا قائمه هستي تو علي(ع)

آنقدر غريبي که خدا مي داند
مظلوم تر از فاطمه(س) هستي تو علي
.
امشب اين دل ياد مولا مي کند

ليلة القـدر است و احيا مي کند

بشنو اي گـوش دلها بي صدا

نغمه ي فـزت و رب الکعبه را

اي کاش علي شويم و عالي باشيم

هم سفره کاسه سفالي باشيم

چون سکه به دست کودکي برق زنيم

نان آور سفره هاي خالي باشي

خورشيد چراغکي زخساره علي ست

مه نقطه کوچکي ز پرگار علي ست

هرکس که فرستد به محمد(ص) صلوات

همسايه ديوار به ديوار علي ست

شهادت مولا علي را تسليت عرض مي کنم
.
دل را ز شرار عشق سوزاند علي(ع)

يک عمر غريب شهر خود ماند علي(ع)

وقتي که شکافت فرق او در محراب

گفتند مگر نماز مي خواند علي(ع)
.
داني زچه رو ديده ما ميگريد

در ماتم شاه اوليا مي گريد

تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست

عيسي بفلک از اين عزا ميگريد

شد کشته بمحراب عبادت حيدر

هر ديده بحال مرتضي مي گريد

بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين

در خلد برين خير نساء ميگريد
.
به شهر کوفه در محراب طاعت

علي شد کشته در حال عبادت

ز پـور ملجم مردود کافر

بخون شد غوطه ور ساقي کوثر
.
آيا سحري به رنگ خون ديدي تو

محراب و تو منبري چنين ديدي تو

خون بر در و ديوار و جماعت سر و رو

فرقي که به سجده لاله گون ديدي تو

آن زاده کعبه و امين حرمين

افتاده ميان خاک و خون ديدي تو

آن کس که ستيز خيبر و بدر و احد

چون شير بغريد چنين ديدي تو

ايا تو درون ظلمت شام سياه

نان اور کودک يتيم ديدي تو

آيا دل پرز خون و گريان چشمي

از جور زمانه و زمان ديدي تو

او زخم تن و زبان که در طول زمان

با جان به خريد و دم نزد ديدي تو

آيا زميان مردم کوفه و شام

مظلوم تر از علي کسي ديدي تو
.
به جز از علي (ع) که گويد به پسر که قاتل من

چو اسير توست اکنون، به اسير کن مدار
امشب، شب ناله در فراق پدري مهربان است که غير از چاه و نخل و ماه، کسي گريه‏اش را نديده بود. پدري دل‏سوز که با آه همه کودکان يتيم، شريک بود و غصه‏هاي همه را بر جان خود هموار مي‏کرد، ولي کسي از غربت او و دردهاي دلش، با خاري در چشم و استخواني در گلو، خبر نداشت.

به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را

به خدا علي نبيند به نماز جز خدا را

به نماز آخرينش چه گذشت من ندانم

که نداي دعوت آمد شه ملک لافتي را

همه اهل بيت عصمت زسرا برون دويدند

ابتا و واعليا بنمود پر فضا را

طبيبا وامکن زخم سرم را

مسوزان قلب زينب دخترم را

ببند آنگونه زخمم را که در قبر

نبيند فاطمه زخم سرم را

در و ديوار مسجد هست‏شاهد

که من گفتم اذان آخرم را

وداع زندگي را گفتم آنروز

که زد در کوچه قنفذ همسرم را

امام علي(ع)، بي کرانه‏ترين شکوه خلقت است که تا ابد، تلألؤ نورش روشنايي بخش هستي است.

بگشا به سرا پرده جان باب علي را

سرمشق خود اي دل بکن آداب علي را

تا رتبه اين مظهر حق رابشناسي

بشمار يکايک همه القاب علي را

فرمان خدا بود که در مسجد احمد

درها همه بستند، مگر باب علي را

زيرا که علي، خانه يکي شد شب ميلاد

خود بيت خدا دان، دل حق‏ياب علي را

دنياي دني، جاي کسي همچو علي نيست

آغشت به خون، روي جهان‏تاب علي را

تا رد نکند خالق او، خواهش اورا

ز آن رنگ شهادت زده، محراب علي را

تيغ بر فرق عدالت زده و خنديدند

خون به ابعاد غريبي علي پاشيدند

زاغ‏ها از دل شب کنده و بر روز زدند

روز و شب، گوشه محراب به هم پيچيدند

زخم بر سلسله باور و ايمان افتاد

همه افلاک از اين زخم به خود لرزيدند

شب پر از رخوت نامردي مردم گرديد

آسمان، ماه، ستاره، همگي خوابيدند

صبح، امّا دو سه تا کاسه شير آوردند

کودکاني که علي را همه شب مي‏ديدند

هق هق چاه شناور شده در گريه نخل

همه از هم فقط از درد علي پرسيدند
.
دعا بدون علي قابل اجابت نيست

که مهر اصل اجابت به هر دعاست علي(ع)

بزن تو دست توسل به دامن مولا

که در جامعه را بهترين دواست علي(ع)

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 19:33  توسط علی اوسط نامنی  | 

مهدی بیا که عید اعظم پیمبر است / این بعثت محمد و تبریک حیدر است

در اهتزار پرچم قرآن هل اتی / تا موسم ظهور بدستان رهبر است . . .

عید مبعث مبارک

.

ای سینه ی مجروح ما مجروح طول غیبتت / در بعثت جدت همه چشم انتظار بعثتت

خورشید مکه کی رسد صبح طلوع نهضتت / بت های عالم بشکند با دست عزم و همتت

.

عید آزادی زن های اسیر است امروز / عید خلق است و خداوند قدیر ایت امروز

دامن مکه پر از مشک و عبیر است امروز / بشریت را فرمان خطیر است امروز

.

ای به راه تو تمامی ملل را دیده / ای که جبریل امین دور سرت گردیده

چشم عالم به ره مکتب روشنگر توست / منجی کل بشر دین علی پرور توست . . .

.

عزت امت تو در گرو وحدت توست / وحدت امت تو پیروی از عترت توست

طاعت عترت تو، طاعت حق، طاعت توست / در رگ قلب حسین بن علی غیرت توست

.

بعثت شیعه ز آغاز غدیر است و حراست / بعثت سوم او واقعه ی عاشوراست

پدر شیعه علی، مادر شیعه زهراست / شیعه جان و تنش از آب و گل کرببلاست

.

تا به کی چهره ی خورشید عدالت مستور / تا به کی سلطه ی بیدادگران با زر و زور

با من امروز بخوانید همگی این منشور / منجی کل جهان آمده با مشعل نور . . .

.

بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند / سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند

حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند / خلق عالم همه تبریک به ما می گویند

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 18:57  توسط علی اوسط نامنی  | 

امروز به نام پدران نام گرفت /  زن رفت و ز همسر خودش وام گرفت

هر مرد در این روز بدیدم، کادو / جوراب ، لباس زیر یا مام گرفت !:viannen_38:

.

شاعر در بیت دیگری می فرماید:

روز مرد است و عجب! کادوی ما نایاب است / گر چه این دُر گرانقدر همان جوراب! است

.

سلام ، ولادت با سعادت حضرت علی(ع)

و روز پر شکوه و مهم مرد

به تو نامرد هیچ ربطی نداره !

.

وای روز مادر و روز پدر / جدم از ناراحتی آید به در

روز مادر یک النگو می دهم / زن دهد جوراب در روز پدر

تازه پول دومی را هم زمن / می ستاند از طریق گل پسر

قیمت جوراب من هم لاجرم / از النگو هست قدری بیشتر !

.

.

روز مرد بر شما نامرد محترمه ! مبارک باد !

.

سلام بابا جون . امروز که داشتم به تقویم نگاه میکردم متوجه یه چیز عجیب تو اون شدم

، نوشته بود شنبه ۵ تیر ۱۳۸۹ ، ۱۳ رجب ۱۴۲۹ ، ۲۶ژوئن ۲۰۰۹ مصادف با تولد امام اول شیعیان

حضرت علی (ع) و روز پدر . خواستم ازتون بپرسم واقعا حقیقت داره یا نه !!؟؟

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 17:24  توسط علی اوسط نامنی  | 

یک خبر خوش ! یک جمعه دیگر به ظهور آقا امام زمان نزدیکتر شدیم . . .

گرچه من سرباز هیچ و ساده ام / سرخوشم مهدی بود فرمانده ام

گرچه مهدی بود غایب ولی / سرخوشم بر نایبش سید علی . . .

.

دل از ما برد و روی از ما نهان کرد /  خدایا با که این بازی توان کرد

تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی  / دلبر ما دل ما برد به ما رخ ننمود . . .

.

آقا ترا به حرمت مولا یمان علی /  آقا ترا به حرمت زهرا ظهور کن

آخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه /  برگرد و شهر را پر امواج نور کن . . .

.

جمعه یعنى یک غزل دلواپسى  / جمعه یعنى گریه هاى بى کسى

جمعه یعنى روح سبز انتظار  / جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

.

آقا چقدر ضجه زنیم دعا کنیم /  یا باز گرد یا دل ما را صبور کن

روزی اگر که آمدی و عاشقت نبود / یک فاتحه نوازش اهل قبور کن . . .

.

ای روشنی دیده ی مجنون تو کجایی؟ / وقت است کز این هاله ی غیبت به در آیی

این پرده ی هجران و فراق را برافکن / بر سنگ بزن شیشه ی عمر این جدایی . . .

.

.ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد/ یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد

ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر/ گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد

اللهم عجل لولیک الفرج

گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند / گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت / گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم .

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 17:21  توسط علی اوسط نامنی  | 
http://warningtm.org
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 10:44  توسط علی اوسط نامنی  | 
 
زیباترین واژه بر لبان آدمی واژه “مادر” است

زیباترین خطاب “مادر جان” است

“مادر” واژه ایست سرشار از امید و عشق

واژه ای شیرین و مهربان که از ژرفای جان بر می آید

روزت مبارک مادر . . .

زن هستی ساز و نظم ده و مهر گستر است ، سـرچشمه محبت و الطاف داور است

بهر صفا و لطف خدا عشق مظهر است ، بعد از خدا به سجده بود زآنکه مادر است . . .


به یاد می آورم لحظه های فراز را که :

صدای او اعتبارم می بخشید

و لحظه های نشیب را که اعتمادم

به یاد می آورم افرای افراشته ای را ، به یاد می آورم مادرم را . . .


هر زنی دو مرد را دوست دارد !

یکی ساخته تخیلات اوست ، و دیگری هنوز به دنیا نیامده !
.

آسودگی از محن ندارد مادر ، آسایش جان و تن ندارد مادر ،

دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش ، ورنه غم خویشتن ندارد مادر . . .


مادرم هستی من ز هستی توست تا هستم و هستی دارمت دوست . .
.

.

وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و

دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت

عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. روز ولادت

حضرت زهرا را به شما همسر عزیز و مهربانم پیشاپیش تبریک میگویم . . .



و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد !

روز زن مبارک !


چه گویم در مقام تو , تو ای روح اهورایی , تو نور چشم خورشیدی

تو زهرایی , تو زهرایی . .


سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر

قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان بر همه زنان عالم مبارک باد . . .


در نگاه پر فروغت در آماقه سوکوتت تنها محبت را میبینم مهر تو در زره زره ی وجودم رخنه

کرده و حال به زیبا ترین و مقدس ترین واژه یعنی مادر قسم می خورم که دوستت دارم

مادر عزیزم روزت مبارک . . .


مادر، ای لطیف ترین گل بوستان هستی، ای باغبان هستی من، گاهِ روییدنم باران

مهربانی بودی که به آرامی سیرابم کند. گاهِ پروریدنم آغوشی گرم که بالنده ام سازد.

روزت مبارک مادر خوبم . . .




مژده به آقایان : پژو ۴۰۵ بدون ایر بگ – بدون کمربندایمنی – آماده آتش سوزی بدون دلیل

دوگانه سوز و آماده انفجار- بهترین هدیه برای همسر دلبندتان در روز زن !!!



السلام ای درخت نور بر تنت همیشه رخت نور

ای الهه ی وفا و عشق ای تو خوبی و صفا و عشق

پاکی از وجود پاک توست عشق قلب سینه چاک توست . . .



ولادت ام الائمه ، حضرت فاطمه ، بر شما و بر همه ، مبارک باد . . .


سرای احمد امشب رشک طور است / زمین و آسمان غرق سرور است

نهد پا در جهان دخت محمد-ص / به راهش از جهان گلریز حور است . . .

دوش از سرور غیبم / بر گوش دل ندا شد

گفتا زجای برخیز، / عالم پر از صفا شد

ظاهر فروغ زهرا-س / از بیت مصطفی شد . . .

عالم شده معطر از گلشن خدیجه / خندد گل محمد در دامن خدیجه

آنان که دیده بستند از خدمت خدیجه / کی می توان ببینند این عزت خدیجه . . .


هدیه به پیشگاه این مادر و فرزند نورانی ، صلوات . .

باز از چمن داور، یک غنچه نمایان شد / از یمن قدوم او عالم همه بستان شد

برخیز نما شادی، ایام سرور آمد / چون باز دری بر خلق از روضه ی رضوان شد . . .


زهرا که از فروغش عالم ضیا گرفته / دین نبی ز فیضش نشو و نما گرفته

مریم زمکتب او درس حیا گرفته / جشنی به عرش اعلی بهرش خدا گرفته . . .


مادر خوبم :

به تو سلام می کنم، تا خانه عروجم با دعای تو بنا شود

و دلم در آسمان آبی مهرت رها شود

روزت خجسته، لبانت پر ز خنده و دلت شاداب و سرزنده باد . . .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم خرداد 1389ساعت 10:8  توسط علی اوسط نامنی  | 
با سلام ولادت با سعادت بانوي دو عالم دخت نبوت كف ولايت مادر امامت روز مادر وروز زن را به كليه مادران بخصوص مادر عزيزخودم تبريك عرض مي نمايم

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 19:26  توسط علی اوسط نامنی  | 

خواستم بگویم، که فاطمه دختر محمد است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم، که فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه، فاطمه است»

اس ام اس ایام فاطمیه ، پیامک ایام فاطمیه ،

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت / ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا این بود /  ای کاش در سوخته مسمار نداشت

کاش قلبم به قبرش راه داشت / کاش زهرا هم زیارتگاه داشت

پیامک ایام فاطمیه ،

فاطمیه قصه گوی رنجهاست / فاطمیه تفسیر سوز مرتضی ست

فاطمیه شعر داغ لاله است /  قصه ی زهرای ۱۸ ساله ست

 

                      فاطمیه شرح دیوار و در است /  دفتر در مقام سخت زینب پرور است .ه ، پیامک ایام فاطمیه ،

زهرا که شهید گشت بی جرم و گناه / هست از غم او، سینه ی عالم پر آه

خدا کجا و سیلی خوردن / لا حول و لا قوه الا بالله . . .

اس ام اس ایام فاطمیه ، پیامک ایام فاطمیه ،

دل از غم فاطمه توان دارد ؟ نه / و ز تربتِ او کسی نشان دارد؟ نه

آن تربتِ گمگشته به بَر، زوّاری / جز مهدی صاحب الزمان دارد؟ نه . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1389ساعت 18:56  توسط علی اوسط نامنی  | 

اس ام اس ها و پيامك هاي ويژه ايام سوگواري فاطميه

مجموعه اي از اس ام اس ها و جملات زيبا ويژه ايام سوگواري حضرت فاطمه الزهرا (س)

 

حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود

خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود

ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه

گردنت را می شکست آنجا اگر عباس بود

 

در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند

ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند

السلام علیک یا فاطمة الزهرا . . .

  

جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند

زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند

تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند

تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه.

حضرت فاطمه(س)  :

خداوند امر به معروف را برای اصلاح مردم قرار داد

شهادت زهرای اطهر تسلیت باد . . .

 

ای بتول پاک السلام / قلب چاک چاک السلام

حاصل جوانی علی / ماه ارغوانی علی

لحظه ای درنگ کن بمان / وقت ناتوانی علی

بی تو سر بلند میکنند / دشمنان جانی علی

بی تو سجده میکند به خاک / روح آسمانی علی

 

یا علی خرابم از غمت / سوختم کبابم از غمت

زخم کهنه را نمک زدند / همسر تو را کتک زدند  . . .

 

ای تو مهراب فاطمه / اسوه ی حجاب فاطمه

یاس پرپر علی بمان / سایه سر علی بمان

قوت دل علی نرو / از مقابل علی نرو  . . .

 

مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره

مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره

 

منم زینب که بی دلدار مانده ست

به قلبم خون به چشمم خار مانده است

نگاهم خیره میماند همیشه

به آن خونی که به دیوار مانده است . . .

 

الا ای چاه یارم را گرفتند / گلم ، باغم ، بهارم را گرفتند

میان کوچه ها با ضرب سیلی / همه دار و ندارم را گرفتند . . .

 

ناموس خدا ، دخت نبی ، همسر حیدر

ام الحسین ، شلفعه ی خلق به محشر

این غم نرود از نظر ما که ز کین شد

نیلی رخت از سیلی آن شوم بد اختر

یا رب تو غذابش بنما بیشتر از پیش

آنکس که به پهلوی وی از کینه زدی در

 

بریزم اشک غم ، از دیده بر رخسار مادر جان

بنالم در عزایت بادل افکار مادر جان

یه یاد آرم از آن ساعت که با پهلوی بشکسته

کشیدی ناله در بین در و دیوار مادر جان

از آن غصب فدکوز بردن حیدر سوی مسجد

مرا دیگر نباشد طاقت گفتار مادر جان . . .

 

گل من که رنگش نیلی نبود / جواب محبت که سیلی نبود . . .

 

خدایا به سوز دل مولا علی-ع و به پهلوی بشکسته ی زهرای مرضیه-س

قَسمت می دهیم که فرج منتقم شان را برسانی .. آمین

 

سرفصل کتاب آفرینش زهراست

روح ادب وکمال و بینش زهراست

روزی که گشایند در باغ بهشت

مسئول گزینش و پذیرش زهراست

 

گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است این سند ثابت و امضا شده با میخ در است.

 

بانو نمی یابیمت ، اما کنار تو گریه مرسوم است ، مگر می توان پهلوی تو بود و

شکسته نبود . نام خود را خصم ، داغ ننگ زد / دید بار شیشه داری ، سنگ زد

 

باد پاییزی اگر برگ خزان را می برد

مهر زهرا هم گناه شیعیان را می برد . . .

 

تا که پرسیدم ز منطق، عشق چیست

در جوابم اینچنین گفت و گریست

لیلی ومجنون همه افسانه اند

عشق تفسیری ز زهرا (س)وعلیست(ع)

 

یا علی رفتم بقیع اما چه سود / هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود

یا علی قبر پرستویت کجاست / آن گل صدبرگ خوشبویت کجاست

هر چه باشد من نمک پرورده ام / دل به عشق فاطمه خوش کرده ام

 

از فاطمه اکتفا به نامش نکنید / نشناخته توصیف مقامش نکنید

  

هر کس که در او محبت زهرا نیست / علامه اگر هست سلامش نکنید . ..

 

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

 

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر مستودع فیها به عدد ما احاط به علمک

 

بر حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد . ..

 

حضرت زهرا (س) فرمود: خدایا مرا فارغ کن که تمام توجه ام به آن باشد که برای آن خلق شده ام.

 

نیکی به پدر و مادر، موجب ایمنی از خشم الهی است . (حضرت زهرا -س )

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 20:32  توسط علی اوسط نامنی  | 
باعرض سلام وخسته نباشید خدمت تمامی معلمان گرامی وزحمتکش به مناسبت روز معلم بر خود لازم دانستم که برای تمامی معلمینی که برای اینجانب زحمت کشیده اند آرزوی طول عمر و موفقیت روز افزون نمایم واز آنهایی که در قید حیات نیستند از خداوند متعال طلب مغفرت وآمرزش نمایم لذا نام بعضی ازآنها که در خاطرمان مانده را به ترتیب از ابتدایی جهت تشکر نام می بریم :

کلاس اول آقای منصوری کلاس دوم خانم مقیم پور دبستان ابوالفضل بیهقی سبزوار

کلاس سوم آقای قزی  کلاس چهارم آقای اصغر  کلاس پنجم آقای محمد ریوندی ودیگر پرسنل آموزشی آقایان استیری ،میر اعلا ،ابراهیم زاده ،حق نظر ،پورعسکری دبستان سربداریه نامن 

مقطع راهنمایی :حاج علی بروغنی ،اسماعیل زاده ،ختوانه ،جواد خادم الشریعه ، حسین دانش ،صالح آبادی ،بیهقی ،مقدم ،وحدت ،کیانوش ،اسدالله استیری ، نامنی و  ... کمال تشکر  را دارم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 10:14  توسط علی اوسط نامنی  | 
بسم رب الشهدا و الصدیقین



ایام فاطمیه است ، زلفی در شهادت میدهد .  ایام فاطمیه است ، علی شهادت می دهد .
ایام فاطمیه است، سجاده شهادت می دهد .  ایام فاطمیه است ، حسن شهادت میدهد .
ایام فاطمیه است ، سلمان شهادت می دهد . ایام فاطمیه است ، حسین شهادت میدهد .
ایام فاطمیه است ،محسن شهادت می دهد . ایام فاطمیه است ، زینب شهادت میدهد .

آنها همه شهادت می دهند به سیلی در کوچه های مدینه  که صورت فاطمه را سرخ کرد .....
آنها همه شهادت می دهند به پهلوی شکسته  بین دو در مانده ....
آنها همه شهادت می دهند به دستهای بسته غیرت دین در نخلستانهای مدینه ....
آنها همه شهادت می دهند به هزار و سیصد ....... تقیه فرزندان فاطمه ....
آنها همه شهادت می دهند به نماز با پهلوی شکسته ......
آنها همه شهادت می دهند به خون ریخته شده محسن فاطمه .....
آنها همه شهادت می دهند به نالهای شبانه فاطمه در فراغ پدر .....
آنها همه شهادت می دهند به غم دل حیدر .....
آنها همه شهادت می دهند به خاک افتادن کوثر .....
آنها همه شهادت می دهند به .................................. اینکه فاطمه، فاطمه است .

فاطمه ، فاطمه است اویی که کوثر از اوست فاطمه ای که دردل غریبانه اش با پدر را در گلو خفه کردند  فاطمه ای که بودنش ترس انداخت بر وجود منافقان ،فاطمه ای که وجودش شهادت حق علی می داد ، فاطمه ای که بین دو چوبه در قرار گرفت ، فاطمه ای که سیلی خورد ، فاطمه ای که بچه اش در رحم سقط شد ، فاطمه ای که دلتنگ پدر بود ، فاطمه ای که یتیمان و مستمندان مدینه راه گم می کردند در خانه او را بلد بودند ... فاطمه ای که زجر کشید تا حسین را به قربانگاه بفرستد .......
پیامبر(ص) تسلیت ،علی جان تسلیت ، حسن جان تسلیت ، حسین جان تسلیت ،  بی بی زینب تسلیت ، مهدی جان تسلیت . آقا، فاطمه چشم براه است

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 17:58  توسط علی اوسط نامنی  | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم اردیبهشت 1389ساعت 17:52  توسط علی اوسط نامنی  | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم فروردین 1389ساعت 8:48  توسط علی اوسط نامنی  | 

 

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت
وان مواعيد كه كردي مرواد از يادت

در شگفتم كه در اين مدت ايام فراق
برگرفتي ز حريفان دل و دل مي‌دادت

برسان بندگي دختر رز گو به درآي
كه دم و همت ما كرد ز بند آزادت

شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست
جاي غم باد مر آن دل كه نخواهد شادت

شكر ايزد كه ز تاراج خزان رخنه نيافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

چشم بد دور كز آن تفرقه‌ات بازآورد
طالع نامور و دولت مادرزادت

حافظ از دست مده دولت اين كشتي نوح
ور نه طوفان حوادث ببرد بنيادت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 16:10  توسط علی اوسط نامنی  | 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

گنجینه قلبهایتان پرمحبت باغ دستهایتان پرسخاوت وشکوفه زار امیدتان همواره بهاری باد 

روستای نامن همه ساله در ایام عید نوروز پذیرای  حدود ده هزار میهمان است

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 16:51  توسط علی اوسط نامنی  | 

 

با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

دکتر شريعتي



 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

نفرين ها و آفرين ها بي ثمر است

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 اگر تمامي خلق گرگهاي هار شوند

 و از آسمان هول و کينه بر سرم بارد

 تو مهربان جاودان آسيب نا پذير من هستي

 اي پناهگاه ابدي

 تو مي تواني جانشين همه بي پناهي ها شوي

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اگر نميتواني خدمت کني ..برو تا لااقل خيانت نکني



بمان تا کاري کني ...کاري نکن بماني

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

در دشمني دورنگي نيست. کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بي ريا بودند.

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خوشبختي ما در سه جمله است

تجربه از ديروز، استفاده از امروز، اميد به فردا

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم


حسرت ديروز، اتلاف امروز، ترس از فردا

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

خيلي اوقات آدم از آن دسته چيزهاي بد

ديگران ابراز انزجار مي کند که

 در خودش وجود دارد

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

آنجا كه چشمان مشتاقي براي انساني اشك مي ريزد،


زندگي به رنج كشيدنش مي ارزد.

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مگر نمي داني بزرگ ترين دشمن آدمي فهم اوست؟

 پس تا مي تواني خر باش تا خوش باشي. .

براي خوشبخت بودن ، به هيچ چيز نياز نيست جز به نفهميدن !

دکتر شريعتي


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست

 اسراف محبت است

دکتر شريعتي

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
 
خدايا تقدير مرا خير بنويس

آنگونه که آنچه را تو دير مي خواهي من زود نخواهم

 و آنچه را تو زود مي خواهي من دير نخواهم

دکتر شريعتي

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اسفند 1388ساعت 16:22  توسط علی اوسط نامنی  | 

معجزات پیامبر اسلام



هر پیامبری با معجزه نبوت و پیامبری خود را اثبات نموده است، خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم نیز از این قاعده مستثنی نبوده است، و در جاهای مختلف برای اثبات نبوت خود و اتمام حجت با مردمان معجزه ای آورده است؛ که بزرگترین و ماندگارترین آنها قرآن کریم است که در طول زمان حجتی بر پیامبری او بوده است!

به طور کلی معجزاتی که از پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله) ظاهر شد در چند مرحله ظاهر شده است:

نخست معجزاتی است که در بدو تولد ایشان رخ داد مانند فرو ریختن ایوان مدائن و تخت کسری و...

 

بخش دوم معجزاتی است که در هنگام کودکی تا زمان نبوت از آن حضرت ثبت شده است:
بخش سوم : معجزاتی است که از ابتدای بعثت تا پایان عمر شریف آن حضرت (صلّی الله علیه و آله) رخ داد
بخش چهارم : معجزاتی که بعد از وفات آن حضرت تجلی نمود.
که تعداد این معجزات را ۴۴۴۰ مورد عنوان کرده اند که به طور کلی در سه نوع معجزه می توان به آن اشاره کرد!

معجزات نوع اول

مـعـجـزاتـى اسـت كـه مـتـعلّق است به اجرام سماویّه مانند شقّ قمر و ردّ شمس ‍ و تظلیل غمام و نزول باران و نازل شدن مائده و طعامها و میوه ها براى آن حضرت از آسمان و غیر ذلك

معجزات نوع دوم

معجزاتى است كه از آن حضرت در جمادات و نباتات ظاهر شده مانند سلام كردن سـنـگ و درخـت بـر آن حـضـرت و حـركـت كـردن درخـت بـه امـر آن حـضـرت و تـسـبـیـح سـنـگـریـزه در دسـت آن حـضـرت و حـنـیـن جذع و شـمـشـیـر شـدن چـوب بـراى عـُكـّاشـه در بـَدْر و براى عـبـداللّه بـن جـَحـْش در اُحـُد و شـمـشـیـر شـدن بـرگ نـخـل بـراى ابـودُجـانـه بـه مـعـجزه آن حضرت و فرو رفتن دستهاى اسب سـُراقـه بـر زمـیـن در وقـتـى كـه بـه دنـبـال آن حـضـرت رفـت در اوّل هجرت و غیر ذلك

معجرات نوع سوم

مـعجزات آن حضرت است در زنده كردن مردگان و شفاى بیماران و معجزاتى كه از اعضاى شریفه آن حضرت به ظهور آمده مانند خوب شدن درد چشم امیرالمؤ منین علیه السـّلام بـه بـركـت آب دهـان مـبـارك آن حـضرت كه بر آن مالیده و زنده كردن آهوئى كه گوشت آن را میل فرموده و زنده كردن بزغاله مرد انصارى را كه آن حضرت را میهمان كرده بـود بـه آن و
حضرت محمد (ص)

تـكـلّم فـاطـمـه بـنت اَسَد ـ رضى اللّه عنهما ـ با آن حضرت در قبر و زنده كـردن آن حـضرت آن جوان انصارى را كه مادر كور پیرى داشت و شفا یافتن زخم سلمة بن الا كوع كه در خیبر یافته بود به بركت آن حضرت و ملتئم و خوب شدن دست بریده معاذ بن عفرا و پاى محمّد بن مسلمة و پاى عبداللّه عتیك و چشم قتاده كه از حدقه بیرون آمده بود به بركت آن حضرت و سیر كردن آن حضرت چندین هزار كس را از چند دانه خرما و سیراب كردن جماعتى را با اسبان و شترانشان از آبى كه از بین انگشتان مباركش جوشید الى غیر ذلك.(1)

شق القمر

در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند:

این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدین‏ترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود بنزدرسول خدا (صلّی الله علیه و آله) آمده و گفتند:اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود!رسول خدا (صلّی الله علیه و آله)

بدانها گفت:اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟

گفتند: آرى، و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راکرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏ حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) دوبار فرمود: "اشهدوا،اشهدوا"یعنى گواه باشید و بنگرید!

مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت‏ایمان آورند گفتند!"سحرنا محمد"محمد ما را جادو کرد،و یاآنکه گفتند:"سحر القمر،سحر القمر"ماه را جادو کرد!

برخى از آنها گفتند:اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏دیگر را که جادو نکرده!از آنها بپرسید،و چون از مسافران‏و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏شدن ماه بیان داشتند (3) .

و در پاره‏اى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتادولى برخى از شارحین حدیث گفته‏اند:منظور از دو بار همان دوقسمت‏شدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتاده‏باشد. (4) و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت میشود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت‏مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.

شق القمر در نگاه ناسا

سازمان فضانوردی " ناسا " به دو نیم شدن کره ی ماه و سپس پیوند خوردن این دو نیمه به یکدیگر پی برد. پایگاه اینترنتی روزنامه ی عربی " الوطن " چاپ آمریکا به نقل از یک محقق اردنی علوم فلکی در این زمینه نوشت: سفینه ی فضایی آمریکایی " کلمنتاین " که سالها در مدار کره ی ماه کار تحقیقاتی انجام می دهد به این نتیجه رسیده است که کره ی ماه صدها سال پیش به دو نیمه ی متساوی تقسیم شده و دوباره به یکدیگر متصل شدند. این محقق اردنی با ارسال گزارشی به ناسا آنان را نسبت به این موضوع مطلع ساخت که مسلمانان، این پدیده را متعلق به 1400 سال پیش می دانند و مرتبط به معجزه ای از پیامبر اکرم (ص) به نام " شق القمر" است. ناسا هیچ تفسیری برای کشف خود نیافته است. زیرا این اتفاق نادر تا کنون برای هیچ جرم آسمانی به وقوع نپیوسته است.(3)

1- منتهی الامال- مرحوم حاج شیخ عباس قمی
2- درسهایى از تاریخ تحلیلى اسلام جلد 3 صفحه 247 تالیف : رسولى محلاتى
3- روزنامه جمهوری اسلامی شماره 7608 تاریخ 23 مهر 1384 ص 5
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 17:54  توسط علی اوسط نامنی  | 
تو که یک عمر سرودی «تو کجایی؟» تو کجایی؟

مثل هر بار براي تو نوشتم:

دل من خون شد ازين غم، تو كجايي؟
و اي كاش كه اين جمعه بيايي!
دل من تاب ندارد،
"همه گویند به انگشت اشاره، مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد؟ ... تو کجایی؟ تو کجایی..."»

ادامه مطلب.....

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 16:59  توسط علی اوسط نامنی  | 
سخنان بزرگان

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 13:23  توسط علی اوسط نامنی  | 
خبرهای روز نامن

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 13:18  توسط علی اوسط نامنی  | 

نامن

 دانشنامهٔ آزاد

 
نامن
اطلاعات کلی
نام رسمی : نامن
کشور : ایران Flag of Iran.svg
استان : خراسان رضوی
شهرستان : سبزوار
بخش : بخش داورزن
دهستان : باشتین


مردم
جمعیت ۱٬۰۸۳نفر


نامن، روستایی است از توابع بخش داورزن و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.


جمعیت

این روستا در دهستان باشتین قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۱٬۰۸۳ نفر (۳۴۴ خانوار) بوده است. [۱]

منابع

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اسفند 1388ساعت 12:54  توسط علی اوسط نامنی  | 
با نام رضا به سینه ها گل بزنید
با اشك به بارگاه او پل بزنید
فرمود كه هر زمان گرفتار شدید
بر دامن ما دست توسل بزنید

*******

من كیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج
بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز
تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

ادامه مطلب....
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم بهمن 1388ساعت 16:35  توسط علی اوسط نامنی  |